تبلیغات
دین.علم.ایرانی - مشاوره (47) (( گوسفند ذهن ))

دین.علم.ایرانی

کنجکاوی تنها یک حس نیست بلکه راهیست به سوی هدفی نامعلوم و هیجان انگیز...

گوسفند ذهن(قسمت 1)


تابستون شده بود و دانشگاه تعطیل.
 ابتدا، خیلی خوشحال بودم که دیگه از درس و بحث خبری نیست.
 چند روزی که گذشت مانند کلاف سردرگم شدم.
یه سره از این اتاق به اون اتاق، بی هدف قدم می‌زدم و گاهی هم سر یخچال می‌رفتم به غذا یا میوه ای ناخنک می زدم.
گرسنه نبودم، ولی این کار کمی از موج بی قراریم را آروم می‌کرد.
 حس می‌کردم ذهن سرگردان و خسته‌ام با خوردن، تسکین می‌یابد.
 اتاق پر پوسته تخمه بود؛
 تخمه‌هایی که از صدای شکسته شدنشون برای فرار از گرباد خیال‌های واهی و گرداب تنهایی‌ام کمک می‌گرفتم.
 این کارا نمی تونستم کمکی به حال زارم باشند.
 روز به روز حالم بدتر می‌شد، دیگه حوصله هیچ کس، حتی خودم را نداشتم.
 به نظافت سر و لباسم نمی‌رسیدم.
زود رنج شده بودم و هر حرفی را که از پدر و مادرم می‌شنیدم به خودم می‌گرفتم.
ادامه دارد..





طبقه بندی: مشاوره،
برچسب ها:گوسفند ذهن، مشاوره، ذهن، ذهن سرگش، ذهن خراب،

[ چهارشنبه 27 شهریور 1392 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ امین هاشم زاده ]

[ نظرات() ]